الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

67

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

مرحمت داشت و اضافه فرمود : « چه بس پسنديده است اين‌گونه تدوين » ( ما احسن هذا النحو ) و ترا مىشايد كه مسائل ديگر اين علم را بدان بيفزايى و اين علم را ازآن‌پس علم نحو ناميدند . ابن سلام گويد : حضرت مولا على عليه السّلام مرقوم فرموده بود ؛ كلام عرب بر سه گونه است . اسم و فعل و حرف ، كه هريك براى بيان چيزى به كار برده شده است . مثلا اسم ، از مسمى خبر مىدهد و فعل ، حركت مسمى را خبر مىدهد و حرف ، معنى را در ديگرى به وجود مىآورد و در ذيل آن امضا فرموده « على بن ابو طالب » . ادبا پس از آن كه امضا را بر خلاف قانون ادبى يافته - چرا « ابو طالب » را « ابى طالب ننوشته است - به حيرت افتادند و در تأويل آن اظهاراتى كرده‌اند ، از جمله « ابو طالب بااين‌كه كنيه است نام پدر حضرت مولا على عليه السّلام نيز بوده است و نخواسته نام او را تغيير بدهد و اين كلمه مركب ، از قبيل دراحنا و حضرموت مىباشد . زمخشرى در الفائق اظهار داشته است : بااين‌كه « ابو طالب » مجرور است به صورت رفع درآمده است ، زيرا « ابو طالب » مشهور پدر حضرت مولاست و در واقع به منزلهء مثلى است كه نبايد در آن تغييرى به عمل آورد . پايان آنچه از مناقب ابن شهرآشوب به دست آمده است . شيخ حسن بن على طبرسى در كتاب اسرار الامامة گويد : هرگونه علمى كه در اسلام پايه‌گذارى شده است منتسب به حضرت مولا على عليه السّلام مىباشد ، از آن جمله علم نحو است . ابن انبارى در خطبه شرح الكتاب سيبويه مىنويسد : آنگاه كه رسول اكرم از مردى شنيد كه آيهء « . . . أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ . . . » ( توبه / 3 ) را به جرّ « رسوله » قرائت مىكند و بر خلاف انتظار حضرتش بود به حضرت مولا دستور داد تا قانونى وضع كند كه مردم با توجه بدان قانون بتوانند الفاظ عربى را مطابقه قاعده درست ادا كنند . حضرت مولا بنا به فرمان پيغمبر اكرم ( ص ) قواعد عربى را گرد آورد و آنها را به ابو الاسود فراداد . ابو الاسود كه معلم حسنين - عليهما السّلام - مردى هوشمند و زيرك بود ، پس از